یادمه ی شب بچه ک بودم (عیدبود)بعد با 2 تادخترخاله های دیگه ام ک تقریبا هم سن بودیم تو یکی ازاتاق های مامان جونم می خواستیم بخوابیم که مادربزرگم اومدبهمون تذکر داد که قالی ها روتازه شستم وخلاصه شب مراقبه خودتون باشید قالی هارو خیس نکنید:)
بعد اقا شب ک خواستیم بخوابیم 2 تا دخترخاله های دیگه ام از ترسشون رفتن دستشویی منم نرفتم.بعدخلاصه نصفه شب بود که من احساس کردم ج ی ش دارم (گلاب ب روتنون)بعد خیلی شیک وجلسی شلوارمو دراوردم وروی یکی ازدخترخاله هم ج ی ش کردم بدبخت هنوزک هنوزه نمیدونه ک کارمن بوده:)))
تازه مامان بزرگم صبحش تا خورد زدش دلم کلی براش سوخت تازه وقتی کتک می خورد میگف من دستشویی هم رفتم ولی نمیدونم چرا...؟!