ما یه فامیل داریم...
هر موقه میخواد بخوابه قرص خواب میخوره...هر موقه هم که قرص خواب میخوره میشه کپسول سوتیاااا اصن یه وضعی
بعد یه روز باشوهرش داشتن تو خیابون راه میرفتن بعد شوهرش میفهمه این چن دیقه همینجوری ذول زده به نوشته ی یه مغازه و خییییییییییلی عمیییییق داره فکر میکنه
بعدِ چن دیقه برمیگرده رو به شوهرش میگه:
احمد: یه دعای جدید اومده؟؟
- چی؟؟یعنی چی؟؟
-لا..............سِتیک
بعد شوهرش یه نگاه به نوشته ی _لاستیک_ میکنه o-0
بعد یه نگا به زنشoO-Oo