.......(^_^)...............
عاقو چشتون روز بد نبینه .یه بار عروسی یکی از اقواممون بود(خدا قسمت شومام بکنه) که باهاش خعلی رودروایسی داشتیمم(شدیدا)شب عروسی صدای اهنگ خعلی بلند بود طوریکه صدا ب صدا نمیرسید...من اومدم نزدیک ابجیم یه جورایی پشت صندلیش. بعد بهش گفتم حدی پاشو .چن بار صداش کردم ولی نشنید دیگه برای اخرین بار تمام توانمو جم کردم ک داد بزنم ....وسط داد زدنم یهو صدای اهنگ قطع شد منم بلند رو به اجیم با داد گفتم پا میشی یا بپاشونمت........................عااقو دیدم کل تالار زوم شده رو ما مامانم ک دیگه هیچی با ی همچین نگاه غضبناکی 0_o
حالا اومدم درستش کنم گفتم خو چیکار کنم نمیپااااااااااااااااااااااااااااااااشه دیگه............کل تالار رف رو هوا.............
من:(((((((
ارکستر(ک خدا خفش کنه)(^_^)
مامان گرااام......@@
ابروی پاشیده شدم........(^_^)
ابجی پاشیده نشدمممم(^^)
لاااااااااااااااااااااااااایک یرای عموووم ازاد است...........