برا بابام گوشی گرفتیم که وقتی میخواد اضافه کار واسته بهمون خبر بده.اون روزی بهش اس دادم:سلام برشما پدر عزیز وگرامی کی به سرایتان تشریف میارید و قدم بر روی تخم چشم اهالی سرا می گذارید؟منتظر بودم کتابی ج بده،دیدم نوشت پدرسوخته منو مسخره میکنی رسیدم خونه چشماتو در میارم.آخ آخ آخ آخ بابا صد دفعه به فامیلامون گفتم وقتی میاین ملاقات من آب آناناس بیارید نه پرتقال.نگران نباشید دکترا گفتن تا دو هفته دیگه گچای دستم یک ماه دیگه گچای پام دو ماه دیگه گچ گردن به بالام باز میشه.همتون فتوشاپین . . .