ن
نیایش 006 ۱۲ سال پیش
جوک

سلام خدمت بچه های جوکی عزیز و باحال...
هشت روز پیش که برادر زاده ی خوشکلم به دنیا اومده بود روز بعدش من و مامانم رفتیم ملاقات زن داداشم و نی نی و چون روز ملاقات بود آقایون هم اجازه داشتند بیان توی بخش زایمان... از راهرو گذشتیم من پشت سر مامانم بود همین که مامانم خواست وارد اتاق بشه یهویی با حالت فرار و شرمندگی برگشت رو به من گفت بدو بدو بریم برگرد زودی دستشو گرفتم گفتمش کجا بریم چی شده گفت آبرومون رفت اینجا بخش زایمان مرداس اشتباه اومدیم
من :) منو میگی از خنده متلاشی شدم پخش شدم رو زمین
حالا قضیه چی بود این مامان من همین که وارد اتاق میشه دو تا مرد رو میبینه که اومدن ملاقات و هردوتا شون بچه به دست نشسته بودن رو تخت خالی اینم فکر میکنه بخش زایمان آقایونه
بازم من :)
اون دوتا آقا :(
سایر آقایون :(

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۴ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.