بابام شماره دوست قديميشو گير اورده زنگ ميزنه حالا مكالمه بابام با دوستش
بابام مرحسابي فكركردي ميزني در ميري پيدات نميكن�
اون چي من چي كار كرد�
بابام زدي به ماشينم در رفتي
اون ماشين كدوم ماشين
بابام همين ماشين سوزوكيه دم در
اونo-o
بابام مسعود خوبي
اون ببخشيد اشتباه گرفتين مسعود نداري�
بابامo-o ببخشيد خداحافظ
بعد بابام دوباره از اينورو انور شماره مسعود رو گير اورد وزنگ زد بهش
مديونين فكر كنين بابام دوباره همين جملاتو تكرار كرد