-
-رفاقت تعطیل- ۱۲ سال پیش
جوک

با مامانم میخواستیم بریم خرید کنیم برای من(بچه نیستماااا مامانم خوش سلیقس). داداشم برگشته میگه مامان منم بیام اون کتونی و تی شرتو بخرم؟
مامانم:نه امروز واسه اجی میریم خرید تورو یه روز دیگه میبرم..
داداشم رو به من:ایشالا بمیری من راحت بشم از دستت همش مزاحمه مایی یه خرم پیدا نمیشه تورو بگیره....
من :"((((((( الان تحت درمانم واسه افسردگی حااد
مامانم :)))))))
خره =)))))
داداشم :|||||||

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.