از مدرسه اومدم خسته وکوفته اومدم در راهرو رو باز کنم:
یهو یه دمپایی با سرعت نور خورد تو سرم:|
وقتی بهوش اومدم دیدم خواهرم بالا سرمه...
بهش گفتم:وحشی چرا دمپایی پرت می کنی؟اصن چرا تو راهرویی؟؟
میگه:صبح که رفتی صد تا مگس حمله کردن
تا الان 35تاشون رو کشتم:|
3تاشون توشیشه مربان:|
بقیشون تو سالن در رو باز کنی همشون پخش میشن:|
خواهره ما داریم؟؟؟؟؟؟