چن روز پیشا بابام اومد و پیشنهاد داد که عیدو به مدت 10 روز بریم ایرانگردی. . . خیلی هوس مسافرت کردمو تعطیلیه 10 روزمونم 100 درصده . .
منم که اصن درس نخوندم. . گفتم بهش .میشه کنسلش کنینو از این حرفا که من درس دارم. . بعدشم گفتم شما برین . من میمونم خونه . .
بابام گف : ببین خره . .بابام زنده بشه بگه نرو به این سفر . .من میرم . . این از این . . .
دوما : تو غلط میکنی میمونی خونه . میخوای چه غلطی کنی تنهایی ؟؟. . .بعدشم به مامانم گف : خانوم از همین الان وسایلو آماده کنین !!!
بعدش فک کردم. و گفتم .عب نداره اصن درس نمیخونم .باشه آغا منم پایم.. .
بابام گف: فک کردی شهر هرته . . .چی چیو درس نمیخونم . . . .؟؟
اصن شاید نریم مسافرت. هنو مشخص نیست .چن روز تعطیلی داشته باشیم . .
خدایا آخه من چه گناهی کردم ؟؟؟
لایک: عب نداره . .ناراحت نشو . . .. هممون اینطوری هستیم !!!