ن
نازنین ۱۲ سال پیش
جوک

اقامون میتعریفید که چند روز پیش تو کارخونه بوده (کارخونه واگن سازی کار میکنه)موقع صبحانه یکی از بچها شروع میکنه به تجدید خاطره و میگه حسینی رو یادتون میادنیروهای قدیمی میگن اره یادمونه اونم میگه یه روز فرستادمش تو کانال تا پیچ رو ببنده(کاناله تنگ بوده وفقط افراد لاغر میتونستن برن تو افراد تپل موقع خروج گیر میکردن حسینی هم از قرار معلوم تپل بوده)میگه اره حسینی گیر کرد داخل چقدر بهش خندید�
یکی از نیروهای جدید میپرسه خب اخرش چی شد تونستین درش بیارین
شوهر منم میگه نه نشد بیاریمش بیرون با واگن رفت
دیگه خودتون چهره این نیرو جدیدی رو بعداز سوتی(صوتی یا ثوتی)دادنش تصور کنین:((((

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.