ᐐ HĀMԐĐ 72 ᐐ ۱۲ سال پیش
جوک

•••°•••°•••°حـــــامـــــد 72 یا (| Ԑ |/|/ @ # •••°•••°•••°
یادتونه قدیما سرکلاس معلم یه چی پای تخته مینوشت و میرفت رو میزش مینشست بعد میگف : هر وخت تموم کردید بگید من تخته رو پاک کنم یا ادمه شو بگ�
حالا به میکرومینیوم ثانیه نمیکشید یه دانش آموز خودشیرینی با یه قیافه 6و8 اینجوری ^_^ میگف: بـــــگــــــیـــــــدددددد آقـــــــــــااااااااااااااا
بعد همه تو این صحنه اینجوری نیگاش میکردیم:o_o o_O o_0 0_O
و بعدش هممون دوست داشتیم هر چی دم دستمونه بکنیم تو حلقش
خلاصه با این یادآوری که من کردم , حالا شوما مدیونید اگه فک کنید دیشب تو کلاس زبان کتاب مو نکردم تو حلق همین پسری که این حرفو زد واین عمل رو انجام داد
ب همین پایه میز عسلیه سوگند دیه ش رو هم تا قرون آخر دادم کصافط
حامد است دیگر. . . اِی زهر مار, بسه دیگه جمع کن این مسخره بازیا رو
این است دیگر ....آن است دیگر....ای کیلیپس سارا تو حلقتون
دِهَ . .. . حامد بی اعصابه شما دارید عایا ؟؟؟؟

y
yasi mom ۵ سال پیش
جوک

مادرست دیگر...
مادرم رفته سلمانی گفته اقا پسرمو اوردم موهاشو کوتاه کنین .. اقای پیرایشگر از همه چی بی خبر با تصور پسر بچه ای کوچول موچول ... با ورود خان داداش 13 ساله ام با سیبیل های سبز شده درجا سکته رو زده ...
مردمم داداش دارن ما هم یه برادر بی خاصیت خانگی .... که توسط مادرم حصاری از حمایت عاطفی لفظی و... داره

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.