ᐐ HĀMԐĐ 72 ᐐ ۱۲ سال پیش
جوک

•••°•••°•••°حـــــامـــــد 72 یا (| Ԑ |/|/ @ # •••°•••°•••°
سلام.با تشکر از داداش کامران بابت پست تولد من.خعلی آقایی داداشی
عاقا جونم واستون بگه از اینکه چه گذشت در تولد�
ماها ( همسر آیندم) یه پیراهن واسم قبلا خریده بود و گف که روز تولدم اونو بپوش�
منم قبول کردم و اون پیراهن رو پوشید�
یهو دیدیم آیفون زنگ میزنه , بعله , 7تا دختر خاله های خانومم اومدن
ماها: حامد من میرم تو اتاق الان میا�
من: ^_^ باشششششعه خانومم , به به به سلامممممم خوش اومدید دخترا
دخترا:سلامممممممممم ؛ داداچی ی ی ی ؛ تفلدت ممالک ک ک ک *_*
من: 0_o , مرسی ی ی ؛ بفرمایید
حالا این وسط کتایون(یکی از 7تا دختر خاله های خانومم)پرید بغلمو گف:
داداچی ی ی ! تو دیگه زن داری زشته بوست کنیم ,
عاقا چشتون روز بد نبینه , با اون لبش که 70کیلو رُژ زده بود شونه مو بوس کرد
دخترا: داداچی ی ی ی ؛ جای رُژ بوس کتایون مونده رو لباست
من: o_0 ؛ یا حضرت یعقوب , اینو چیکارش کنم ؟؟؟ ماها گفته بود این پیراهن بپوشم حالا با این رُژ قرررررمززززززز چه کنم ؟؟؟
دخترا : ^_^
سایه (یکی دیگه ازدختر خاله های خانومم) : داداچی برو دستشویی آب بزن در میره
من: @_@ پیشنهاد خوبیه , ای کیلیپس سارا تو حلقت کتایون
عاقا من هی اینو آب میزدم ,دَر نمیرفت هیچی ؛ پُر رنگ تر هم میشد
هیچی دیگه مجبور شدم پیرهن رو مُنهَدِم کن�
کتایون است دیگر . . . . گاهی 70 کیلو رُژ لب میزند تصافطِ عاشگال

y
yasi mom ۵ سال پیش
جوک

مادرست دیگر...
مادرم رفته سلمانی گفته اقا پسرمو اوردم موهاشو کوتاه کنین .. اقای پیرایشگر از همه چی بی خبر با تصور پسر بچه ای کوچول موچول ... با ورود خان داداش 13 ساله ام با سیبیل های سبز شده درجا سکته رو زده ...
مردمم داداش دارن ما هم یه برادر بی خاصیت خانگی .... که توسط مادرم حصاری از حمایت عاطفی لفظی و... داره

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.