یـکـی از لـذت هــایـی کـه هـمـیـن دیـروز بـود ایـنـه کـه :
عـشـقـت بـهـت زنــگ بـزنـه و بگـه : سـلام اخـمـخ .. چـطـوری سـایـلاری ؟؟ مـیـگـم بـیـرون رو نـگـاه .. بـبـیـن چـه بـرف خـوجـگـلـی اومـده ؟؟ بـیا بـریـم پـل خـواجـو .. بـا رفـیـقـامــم ..بـرف بـازی کنـیـم
مـنـم گـفـتـم : بـه بـه سـیییلام چطـوری شـلـغـمم ؟؟ بـاشـه الان مـیـام ولـی مـاشـیـنـم کـه خـرابـه ؟؟
اونـم بـگـه : اشـکـالـی نـداره .. مـن مـاشـیـن بـابـامـو کـف رفـتـم ازش .. زودی پـاشـو بـیـا سـر کـوچـه تـون مـنـتـظـرتـ�
بـعـدش رفـتـیـم پـل خـواجـو .. ایـنـقـد بـرف تـو سـرو کـلـه هـم زدیـم کـه تـمـام بـدنـمـون بـی حـس شـده بـود ..
بـعـدشـم نـشـسـتــیـم بـا هـم چـایـی خـوردیـم ..
(بعدشم گشت ارشاد اومد همه مونو بار زد برد کلانتری .. تا دیگه از این هوس ها نکنیم .. والا .. تو این سرما ..بشین تو خونه فورجوکته بخون بچه؟)
لــــــــایــــــک : بــــــــی نهایییییییییییییییییییت ...