#
#*jak ferast*# ۱۲ سال پیش
جوک

رفته بودیم خونه عموم اینا اقا پسر عموی ماهم فضول(5 سالشه اینقد با نمکه)،هی از سر و کول من میرفت بالا،منم اعصابم خورد شد یکی زدم پس کلش.اشک تو چشماش جمع شد ذل زد بهم.بهش گفتم چیه؟!؟یکدفگه شلوارشو کشید پایین گفت:ببین من دوتا غده دارم،چند روز دیگه بیشتر زنده نیستم،برو از خدا بترس.!.یعنی هیچوقت به این حد خجالت نکشیده بودم!.!.!

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.