زندگی در شرایط سخت
برای رفتن به دستشویی خونه مادر بزرگ من باید میرفتی انتهای یه حیاط بزرگ ، از یه در چوبی کوچک وارد حیاط پشتی می شدی و میرسیدی به یه محوطه باریک ، بعد از گذشتن از جلوی طویله گوسفندا و طویله خر ، از مقابل یه انباری مخوف عبور میکردی با یک پیچ L مانند مواجه میشدی که بعد از گذر از این نقطه مهم در آخر با یک مستراح روبرو میشدی
اگه تو مسیر خودتو خراب نمی کردی حتما تو راه گرگ ها می خوردنت
ما ده 60 تیا اینجوری مرد شدیم