آقا امروز توی مترو نشسته بودم که برم دانشگاه (دانشگاه من واقع در تهرانه , تازه دانشجوی پزشکی هم هستم... بعله). یه خانومه اومد کنارم نشست و شروع کرد به حرف زدن که : " من دنبال یه دختر خوب برای پسرم هستم ... دختری که اهل آرایش نباشه... هنوز هم هستن خانواده هایی که دختراشون میرن دانشگاه و آرایش نمیکنن .... "
این خانومه داشت همینطور حرف میزد که یهو چشمش افتاد به من !!!
بعدشم من رو مثال زد بعنوان یه دانشجویی که آرایش نمیکنه....
خلاصه اومد کلی ازم تعریف و تمجید کرد و .... آخرش ازم پرسید ترم چندی؟؟؟ گفتم ترم یک (روم به دیوار !!! قول میدم اسفند ماه, ترم دویی بشم !!! )
بعدش دیدم خانومه یهو از این رو به اون رو شد .... گفت : " آها . پس هنوز اول کاری ... پس تو هم قراره مثل همون دخترا بشی که تموم دنیاشون آرایش کردنه .... واقعا خدا به خیر بگذرونه که در آینده قراره جون آدم ها بیفته دست اینا ... واقعا که, زمان ما اصلا این حرفا نبود ... دخترا خیلی با حیا تر بودن ..... "
من :|
خانومه >_<
خانوم های دیگه :))))
واقعا من چی باید بگم ؟؟؟ خدا رو شکر که زود مسیرمون از هم جدا شد , وگرنه .....!!!!