بابام میگه:
:)))))
قدیما که میرفتیم تهران کار کنیم..
یه هم ولایتی داشتیم که اسمش حمزعلی بود.
چون مشهد رفته بود صداش میزدیم مشدحمزعلی...
میگفت یروز که داشتیم از تهران میومدیم خونه..
تو ترمینال یهو دیدیم که حمزعلی نیست!!! (!_!)
همه جارو گشتیم دنبالش.
میگفت یه لحظه دیدیم تو اتوبوس رشت-انزلی نشسته!!! (#_#)
گفتیم حمزعلی اینجا چیکار میکنی؟؟
حمزعلی هم برگشت گفت: خب راننده خودش صدام زد گفت:
مشدحمزعلی - مشدحمزعلی!!!(رشت انزلی-رشت انزلی)...(o_0).
.
میگفت کل اتوبوس زدن زیر خنده :))))))))))
حالا نخند کی بخند.......
.
.
تو هم بخند... بعدش لایک بزن
اگه بدون لایک بخندی دندونت میریزه!!
از من گفتن :))))))))

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۴ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.