لامصب از وقتی که به خاطر امتحانات :) ارسال پست رو کردن یه دونه در روز هر دقیقه یه جوک و خاطره به ذهنم میرسه :|
راستی این جمله رو خیلی باهاش حال میکنم :
فرا رسیدن روزهای التماس جزوه ، نمونه سوال و نمره رو به شما تبریک میگیم :) :| (خود طرفم اره :))
لامصب از وقتی که به خاطر امتحانات :) ارسال پست رو کردن یه دونه در روز هر دقیقه یه جوک و خاطره به ذهنم میرسه :|
راستی این جمله رو خیلی باهاش حال میکنم :
فرا رسیدن روزهای التماس جزوه ، نمونه سوال و نمره رو به شما تبریک میگیم :) :| (خود طرفم اره :))
دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!
هععی ماه رمضون امسال چقد زود گذشت
انگار همین دیروز بود
سحریو میگرفتیم واسه ناهار گرمش میکردی�
بعد میومدیم قایمکی بخوریم بقیه هم سر و کلشون پیدا میشد آخرشم مجبور میشدیم یه هیئتو ناهار بدیم...
واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))
تو مترو بود�
مکالمه دو تا گودزیلا رو شنید�
اولی:پدر سگ(بلا نسبت شما)
دومی نه که بابای تو اهوئه
بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم یه چشمکی :^)هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصمƪ(˘⌣˘)ʃ...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای میرقصی(+_+)
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالتO_oبه دوربین نگاه میکنم.
وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.