اعتراف میکنم بچه که بودم با پسر عمم خونه مادربزرگم بودیم بعد پسر عمم شیطونی میکرد عمم بهش گف برو نخود سیاه از خاله بگیر بعد اون نرفت ولی من رفتم خون عمم وگفتم نخود سیاه میخوام.اونوق بود که عمم میگف نخود سیاه دیگه چیه؟؟؟؟؟؟؟؟
ومن پس از برگشت متوجه شدم...بقیش خودتون حدس بزنیدهمشو که من نباید بگم