z
zi zi ۱۲ سال پیش
جوک

پـــدر محتـــرمـم داشت از ی خــانمــی تعریــف میـکرد که چـقدر پــــول داره ، چندتا خــونه و بــاغ داره و شوهرش چند سال پیش مـرده.
گفتــم: مـرگ مـن مخـشو بزن، اگـه تحمل دوریـه منـم نداری میـام پیش خودتون زنـدگی میکنم،ببینم چند مده حلاجی؟
مـــــــامانم0_o اینجوری چشــاش گــرد شده بود...
بـابـامم برگشت گفت: مـن هیــــــــچ وقت همچیـن کــاری نمیکنم..
حالا مـامـانـم ایـنجوریه^_^ خوشحـــــــــال
ودر ادامه فرمود: تو همین یکیشم موندم اگه قبول میکردن پسش میدادم...
من:))))
بابام:))))))))))
مامانم رفت تا ثابت کنه خانوادش هنوزم قبولش میکنن..ایشالا برگرده
آمـیـــــــــــــــــــــن

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.