اعتراف میکنم دیروز که عاشورا بود زنگ زدم خونه دوستم(ازاون خانواده های فوق مذهبی)مامانش گوشیرو برداشت منم گفتم یه خودی نشون بدم برگشتم گفتم:سلام خاله حالتون خوبه ببخشید مزاحم شدم تسلیت میگم خدمتتون ایشاالله غم اخرتون باشه!ازقضا بابای مامان دوستمم بدجور مریضه یهو برگشت گفت باباااااااااااااااااااام شرو کرد گریه کردن اون فک کرده من دارم باباشو میگم وای حالا مرده بودم ازخنده هی میگم خاله اشتباه متوجه شدید حالا اون میگه:مرد خیلی خوبی بود ببین توچه روزی فوت کرده خدابیامرزتت بابا………..
یه ۲۰ مینی گذشت حالا من مونده بودم چجوری اونو توجیح کنم……

د
داش ممد ۴ سال پیش
جوک

اعتراف می کنم کلاس پنج یه معلم داشتیم خیلی ازش دلگیر بودم همیشه صفر بهم می داد
منم یه روز دوبسته آدامس خریدم همسونو باز کردم یه ساعت جویدم (اینقدر زیاد بودن فکم درد گرفت) گذاشتمش تو یه ظرف تا فردا صبح ببرمش بچسبونمش رو صندلی معلم فردا شد زود بیدار شدم بدو رفتم رسیدم مدرسه هی چکس نبود اول یه تف کردم رو صندلی بعد همشو چسبوندم زنگ اول معلم نیمود تا زنگ تفریح شد تو زنگ تفریح یادم رفت آدامس چسبوندم اومدم کلاس آقا چشمتون روز بد نبینه هواسم نبود خودم نشستم رو صندلی معلم ....(دوستان عذر خواهی می کنم بقیش قابل پخش نیست
پ.ن: کارما به این میگن:)))))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

اعتراف میکنم یه بیماری دارم هر از گاهی که دوربین سلفی باز میشه همش حس میکنم صورتم قرینه نیست بینیم کجه چشام کجن انگار یه لحظه سکته‌ رو میزنم فکر میکنم یه موضوع خیلی مهمی رو کشف کردم.حتی از کشف اتم هم مهمتره هاااا.ولی بعد از عکس‌گرفتن به زاویه های مختلف خیالم راحت میشه
.
.
.
.
.
.
که کشفم درست بوده و واقعا کجه -_-

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.