حدود ۱۰ سال پیش بود منو و خواهرم و ی دوستم خونه ی ما تنها بودیم داشتیم تکالیفمونو انجام میدادیم.هوا هم بارونی بود.یهو یه رعد و برق وحشتناک زد که پنجره هارو لرزوند و برق رفت و ما که فک کردیم زلزله اومده با جیغ و داد ب سمت در حیاط رفتیم من که همش داد میزدم یا علی یا علی!
خواستیم در حیاطو وا کنیم دیدیم وا نمیشه یاد حرف مادرم افتادم که موقع زلزله درا قفل میشه هر ۳تامون با صدای بلند گریه میکردیم که دیدیم بابام داشت با کلید درو باز میکرده واسه همین در باز نمیشده/از در که رفتیم بیرون دیدیم همه تو خیابون با تعجب دارن نگامون میکنن از خجالت مردی�
با اون کولی بازی ابرومون تو درو همسایه رفت…

د
داش ممد ۴ سال پیش
جوک

اعتراف می کنم کلاس پنج یه معلم داشتیم خیلی ازش دلگیر بودم همیشه صفر بهم می داد
منم یه روز دوبسته آدامس خریدم همسونو باز کردم یه ساعت جویدم (اینقدر زیاد بودن فکم درد گرفت) گذاشتمش تو یه ظرف تا فردا صبح ببرمش بچسبونمش رو صندلی معلم فردا شد زود بیدار شدم بدو رفتم رسیدم مدرسه هی چکس نبود اول یه تف کردم رو صندلی بعد همشو چسبوندم زنگ اول معلم نیمود تا زنگ تفریح شد تو زنگ تفریح یادم رفت آدامس چسبوندم اومدم کلاس آقا چشمتون روز بد نبینه هواسم نبود خودم نشستم رو صندلی معلم ....(دوستان عذر خواهی می کنم بقیش قابل پخش نیست
پ.ن: کارما به این میگن:)))))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

اعتراف میکنم یه بیماری دارم هر از گاهی که دوربین سلفی باز میشه همش حس میکنم صورتم قرینه نیست بینیم کجه چشام کجن انگار یه لحظه سکته‌ رو میزنم فکر میکنم یه موضوع خیلی مهمی رو کشف کردم.حتی از کشف اتم هم مهمتره هاااا.ولی بعد از عکس‌گرفتن به زاویه های مختلف خیالم راحت میشه
.
.
.
.
.
.
که کشفم درست بوده و واقعا کجه -_-

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.