هفته پیش من مثله این گشنه های آفریقایی از در اومدم تو گفتم
مامان من خشنمه ..مامانمم خندید گف یه 20 دقیقه صبر کن تنه ماهی گرم شه
آقا خانوم چشمتون روزه بد نبینه یهو دیدم یه چی گفت بوووووووم تق
بله خودمو رسوندم آشپزخونه دیدم که تن ماهی رفته رو هوا حالا من سقفو نگاه می کنم مامانم زمینو..مامانم بعد 2الی3 دقیقه به خودش اومد گف تو چرا بالا رو نگاه می کنی گفتم چون سقف وماهی برداشته ...
حالا من دارم می خندم مامانم می گه زهر انار حناق به اب بخندی به سابقه آشپزی من می خندی
منم دیدم اوضاع پسه از صحنه متواری شدم بنده خدا تا 3 روز دیپرس بود گریه می کرد خخخخخخخخ آخه اینم فک وفامیله من دارم؟؟؟؟؟؟
تن ماهی ترکونده گریه هم می کنه خخخخخخ