شصت پام بره تو حلقتون اگه دروغ بگم تولد عموم بود بعد این عموی ما هم واسه پدربزرگم خودشو لوس کرد که من برا کادوی تولدم ایفون میخوام پدر بزرگ مام قبول کرد حالا دیشب تولدشو جشن گرفتیم نوبت به کادوپدربزرگ ما رسید عمومم که دلشو صابون زده بود واسه ایفون کادو رو باز کرد دیدیم پدر بزرگم خیلی شیکو مجلسی براش ایفون تصویری برا در خونه خریده بود تازه ادعاشم میشد تصویریه هیچی دیگه عموم که فعلا رفته افق ما هم که درو دیوارو بادکنکو کیکو سیستمو کلن گاز زدیم