ا
امیر21 ۱۲ سال پیش
جوک

چَــن روز پیـش مـامـان بزرگــم زنـگ زد که : امیــرعلی ! خوش به معــرفتت چرا نمیــای این وَرا ؟
مــن : مـامــانی بخــدا گـرفتارم به کارام عمــراً نمیــرسم اما چشــم میــام همیـن روزا :)
مــامــانی : ببیـــن بـابـاجونت گفتــه امیـــر امروز نیــاد و شبــم نمــونه نه مــن نه امیــرعلی ! مــن : آخـــه :(
مــامــانی : آخــه مــاخه نداریــما؟ اومـدی باشه؟ مــن : چشـــم :-x
حــالا 20 میــن بعدش بـابـابــزرگم زنگ زده که : امیــر داری میــای اینجــا امــروز؟
مــن : بعــله گل پســر! مگــه میشــه نیــام و حرف ٍ شمارو بذارم زمین؟
بـابـابزرگــم : بـابـا پا نشــی بیــای آآآ ؟ من شیکــر خوردم بگـم بیـای! مـامـانیت داره تغییــر دکوراسیــون میده من گفتــم کمــرم درد میکنه اما ول کن نیس گفتـه به امیــر و پیمــان میگم بیــان ! نیــای آآ؟ من برم به پیمـانم خبر بدم نیاد ...
مــن:|
چقــد دلتنــگ ٍ مَنــن این دوتــا ! سیــاست ٍ مـامـانی و جـاسوسی ٍ بـابـاجــونم ستـودنیه !! ;)
فــک و فــامیــله دارم مــــن؟؟؟ =))

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.