ل
لیلی و هیچکس... ۱۲ سال پیش
جوک

در حالت چرت بودم که آبجیم که ازدواج کرده و اون روز مهمونمون بود صدام زد و گفت یه لباسی که واست کوچیک شده و دیگه لازمش نداری،نداری؟
من با چشمانی پر از خواب پتو رو زدم کنار و با یه صدای خسته گفتم برا چی؟
در اومد گفت علی لباسشو خیس کرده لباس نیوردم واسش میخام تنش کن�
من!!!!!!!!!!!!!!!!!!
علیه هشت ماهه:اونقه اونقه.....
و دیگر هیچ...
خدایا ممنونم که باوجود این فک و فامیل موجبات خنده و شادی مارو حتی موقع خاب فراهم میکنی...

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.