اخاذی از برادر:
سر شا�
من:من موبایل موخا�
داداشم:غلط کردی
من:مگه من با تو بودم؟!بابا جونی من گوشی موخا�
بابام:مگه گوشی نداری؟
من:چرا دارم ولی این کلاس نداره یه باکلاسشو موخا�
داداشم:همونم زیادیته
من(رو به خواهر کوچکترم):راستی آجی نظرت راجب گل مریم چیه؟(مریم اسم مخاطب خاص داداشمه)
آجی:کدومش؟
داداشم:در حال سفید شدن
من:همون گلی که تو خیابون تهرانپارس نزدیک کافی شاپ دیدیم دیه(آدرس خونه مخاطب خاصه داداشم)
داداشم:آب پرید گلوش
آجی:آها قیافه اش که چنگی به دل نمیزد میمون پیش اون شرف داره
من:شمارش این بود دیه 0919.............؟
داداشم:در حال قهوه ای شدن
اجی:بزار گوشیمو چک کنم..اوووووووم اره اره خودشه
داداشم(در حال ماس مالی کردن):حالا چه مدلی میخوای؟
من:آیفون5
داداشم:یه وقت بد نگذره بهت؟!
من:آجی اون عکسه که با شال آبی بود خیلی ضایع بود نه؟؟!!!
داداشم:درد..باشه بابا براش بخر لازمش میشه
بابا:چشم یه مقدارشو من میدم یه مقدارشم خودت بزار برای آجیت بخر
داداشم:من پول ندارم بآ
من:یعنی آدم بره زیر نیسان بهتر از اینه که ببینه طرف به مخاطب خاصش میگه جوجه کوچولوی من
من وآجی:خخخخخخخخ
داداشم:باشه.دارم برات
"همیشه اینو میگه ولی کاری نمیتونه بکنه"