بعضى اذيتاي بامزه هم هس مخصوص باباهاس
مٽلا وقتى تواتاقت دراز کشيدى, گيج خوابى,اسمتوصداميکنه برى براش چايى بريزى,حالا فلاسک چاى وهمه چى دم دستشه ها ولى ميگه ميخوام تو برام بريزى!
يامٽلا وقتى خسته اي و بابا داره يه برنامه اى رونگاه ميکنه که توقبلا چن بار ديدى, اصرار ميکنه بيا بشين پيشم باهم ببينيم
گاهى وقتاهم باکنترل تلويزيون يه وجب فاصله داره ولى تورو از خواب بيدار مىکنه تا کنترل تلويزيونو بدى دستش,بعدم بهت ميخنده
ىه وقتاىى هم هست که داره تنهايى غذا ميخوره صدات مىکنه تورو از پاى اىنترنت يا از تو رختخواب ميکشه بىرون ميگه بيا باهم غذا بخوريم,حتي اگه بگى سيرى, ميگه پس بيا پيشم بشين تا غذابهم بچسبه!!
خوب...شما بگين,ادم ميتونه قربون همچين باباهايى نشه?!
خدايا به همه ي اونايي كه سايه ي پدر بالا سرشون نيست صبر بده و به اونايي كه اين موجود عزيز رو تو زندگيشون دارن كمك كن قدرشونو بدونن و تکیه گاهشونو براشون نگه دار...