M
Mustafa yilmaz ۱۲ سال پیش
جوک

اقا یه شب بعداز شام نوبت شستن ظرفا بود که منو بابام فداکاری کردیم به مامانم گفتیم امشب ظرفا با ما ظرفاروشستیم مامانم اومددید خیلی خوب کارمونو انجام دادیم خیلی خوشش اومد از فرداش هرچی ظرف بود میدادمنو بابام بشوریم چندروز گذشت دیدیم نه اینجوری نمیشه مامانم عادت کرده یه شب که ماکارانی داشتیم خیلیم چرب بود دوباره ظرفارو جمع کرد گفت بیاین بشورین بابامم یه فکرشیطانی زد به سرش از ریکا اسکاج اصلا استفاده نکردیم همینجوری یه اب به ظرفا می زدیم میزاشتیمشون کنار یکیش روغنی بود یکیش غذاچسبیده بود بهش خولاصه مامانه ماهم حســــــــــــاس الان 2یا3 ماهی ازاون شب می گذره بعضی وقتا بابام یه تعارف میزنه به مامانم که امشب ظرفارو منو مصطفی می شوریم مامانمم سریع حرفو عوض می کنه ^ــ^ خخخخخخ

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۴ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.
⁦

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.