ن
نم نم بارون... ۱۳ سال پیش
جوک

قنداق سفيدنوزادي آجيم تو حلقم اگه دروغ بگم‏!‏
هشت ساله بودم كه آبجيم به دنيااومد؛اين آبجي ما ازنوزاديش هروقت كه خواب بود؛بيدارميشدمي ديدمامان كنارش نيست؛به فجيع ترين شكل گريه ميكردوجيغ ميزد‏!
يه بارصبح بعدازاينكه داداشام رفتن مدرسه؛مامانم رفته بودحياط؛منم خواب عميق؛اين آبجي بيدارشد وجيغ وگريه‏!ازخواب پريدم؛ نيدونستم چجوري ساکتش كنم؛باهمون پتوهاي دورش بلندش كردم رفتم نزديك سفره ي صبحانه رسيدم؛كه ييهوديدم چقدبچه سبك شد؛نگاكردم ديدم آبجي توپتو نيست‏!‏افتاده بود وسط سفره خخخخ
خودش يه لحظه خف كرده بودبچه‏!تامامان اومدوازتوسفره جمعش كرد‏!خخخخ
الان فكر ميكنين مامان دعوام كرد؛نخيرم ؛تازه خنده شم گرفته بود‏!‏
دست وپاچلفتيم خودتونيد‏!‏
والا با اين پتو هاشون‏!‏

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۴ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.
⁦

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.