داشتم با خواهرم دعوا ميكردم، عصبانى شدم صورتشو چنگ انداختم يهويى داد كشيد مااااااامااااان اين وحشى را از كجا آوردى ؟؟
مامانم خيلى خونسرد گفت: به بابات گفتم بره از پرورشگاه يه بچه بياره رفته از باغ وحش آورده....!!!!!
من ديگه به سر راهى بودن خودم ايمان آوردم .....!!!!!!!