چن روز پیش رفتم دانشگاه کار تسویه رو تموم کنم مدرک وبگیرم ببرم به بابام نشون بدم که دیگه تو جمع منو شُتُر صدا نزنه،رفتم آموزش فرم و بگیرم که صاحابش نبود منم نشستم همونجا تا بیاد...در همین حین یه دختر بچه ی نااازز "خخخ" دهه هفتادی... اومده بم میگه :
ببخشید آقا من اومدم کلاس ولی بازهم بچه ها نیومدن هفته پیش هم نیومدن کلاس تشکیل نمیشه یعنی این هفته هم؟ منم بش گفتم ناراحت نباش دخترم شماره منو داشته باش منم شماره ت و داشته باشم اگه دوستات اومدن بهت خبر میدم بیا بشین سر کلاست هیچی دیگه شماره شو داد و جالبش اینجا بود بم گفت خب اسممو نمینویسی که من اومدم اما بچه ها نیومدن.... من دیگه داشتم میترکیدم گفتم برو دختر جون اینقد هیجان برا هیشکی خوب نیس که صاحاب آموزش اومد تا کمر برا خانوم خم شد و هی میگفت "خانم دکتر" بفرمایید بنشینید... رو به من کرد و گفت پاشو پسر خانوم دکتر بشینه..... نگو طرف استاد دانشگاه بوده....
به نظرتون بش اس بدم من باب آشنایی؟
هیچی دیگه پرتم کردن بیرون