س
جوک

با بابام رفتیم مهدکودک ..یکی از بچه ها خیلی شیطونی میکرد و مربی اونجا میخاست با متانت باهاش صحبت کنه
هی گفت عزیزم بشین . امیر علی بشین .. امیر جان بشین .. بشین دیگه .. بابا منم که قسط وامش عقب افتاده بود .. اعصاب درست حسابی هم نداشت ... یهو داد زد .. د امیر علی .. پدر سوخته .. بتمرگ سر جات دیگه
فک کنم امیر علی تا عمر داره نتونه از جاش پاشه .. خخخ

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.