آقا ما 11-12سال پیش داشتیم خونه درست میکردیم منم 9سالم بود بابام میگفت برو اونجارو تمیز کن بریم خونه خودمون مام میگفتیم باشه ولی هر روز تا میرفت اداره ما میرفتیم پاستور بازی بعد چند روز رفته بود دیده بود تمیز نکردیم ی روز مارو درحال پاستور بازی خفت کرد با داداشم برد طبقه دوم درو بست با لوله خرطومی میزد من میخندیدم دید فایده نداره می خواست کمر بندشو در بیاره بزنه من از پنجره پریدم پایین فرار کردم ولی داداشم نتونست فرار کنه و ی کتک حسابی خورده بود(شانس آوردم مارو نبرد طبقه سوم)