اغا هفته ی پیش رفتیم خونه ی عمه گرام.همه ی عمه ها و عمو هام بودن.دو مدل شام داشتن (قرمه و قیمه) بعد از شام رفتم تو اتاق گودزیلاشون دراز بکشم. درو بستم اتاق تاریک بود.چشتون روز بد نبینه شوهر عمه گرام هی میامد باد معدشو خالی میکردو میرفت
قیافه ی شوهر عمه بعد از بیرون امدن من از اتاق (((((((^^^^)))))))))