زمستون پارسال که شیفت صبح بودیم برف بارید مدرسمون تعطیل شد(خدا مسؤولی که تعطیل کردو خیرش بده) ماهم رفتیم برف بازی(کله هم دیگه رو میکردیم تو برف،یعنی تا این حد) نیم ساعت مونده بود به شیف ظهر آفتاب زد همه ی برفارو آب کرد اونا هم مجبور بودن برن مدرسه... فقط میتونم بگم خوشبختی رو تو اونروز از نزدیک دیدم