اقا چند سال پیش پسر خالم موتور من رو ازم گرفت بعد به شدت افتاد و موتور داغون شد
پسر خالم. تورو خدا علی به کسی نگو که من افتادم بگو خودم خوردم زمین
من . باشه
حالا رفتم خونه بعد از دیدن متور داغون و چک کردن من که سالم بود�
گیر دادن به من که تو رانند گی بلد نیستی دست و پا چلفتی
این حرفا چند روز طول کشید و من دیگه توان سر کوفت شنیدن نداشتم و در اخر تصمیم به لو دادن پسر خالم گرفتم.
همچین شخص راز دادی ام من بعله.
اقا راز هاتون رو به من بسپارید خخخخخ