ر
روشنک ۱۳ سال پیش
جوک

من وقتی 7یا8سالم بود یه جوجه داشتم خیلی هم دوسش داشتم هر روز باهاش میرفتم تو حیاط بازی میکردم باهم بدو میکردیم.......اسمم براش گذاشته بودم.......نوک کج.......اخه نوکش کج بود منطبق نبود........به روحش قسم راست میگ�
تا اینکه اون روز شوم فرا رسید ودخترعموی بوووووووووقم اومد خونمون ازم ی سال کوچیکتر بود.جوجمو گرفت رفت تو خیابون انداختش تو جوب تازه باهاش بای بای هم کرد(بعدا خودش گفت)
به روح نوک کج جونم قسم 10دقیقه باهاش قهر بودم و 5دقیقه گریه کردم(از بچگی حالو حوصله ی گریه نداشتم.......مرد عمل بودم)
بعلهههههههه........همونطور که گفتم مرد عمل بودم یه هفته دیگه رفتیم خونشون انگشتر طلاشو انداختم تو چاه دستشویی تا جیگرم جلا گرفت
خبیثم خوتی!!!!!!!!!

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.