دیـشب داشـت جشـنواره کیـش رو نشـون مـیداد بـه بـابام میـگم بـبین چـقدر جـمعیت!!! آخـه اینـم شـد زنـدگی خـب بـابـا تـو عمـرمون مـا رو نبـردی مـسافرت تـو رو خـدا بیـا بـریم کیـش (با حالت معصومانه)
بابام: سـگ میـره کیـش اینـا هـمش فتـوشـاپـه
هـــــــــــــــی روزگار...