بچه بودم به این فکر میکردم که بزرگ میشم یه کار برای خودم راه میندازم، زن میگیرم و کل دنیا رو باهاش میگردم. بزرگتر که شدم فهمیدم تو ایرانم.
بچه بودم به این فکر میکردم که بزرگ میشم یه کار برای خودم راه میندازم، زن میگیرم و کل دنیا رو باهاش میگردم. بزرگتر که شدم فهمیدم تو ایرانم.
اعتراف میکنم که کل فامیل من رو یه آدم سر به زیر و آروم و درست کار و قابل اعتماد میدونن....
ولی اون روی منو کسی ندیده تاحالا..
:)))
مثلا یه بار تو شیر خشک بچه ی فامیلمون فلفل ریختن ، بچه شده بود همرنگ بادمجون :)))
یا یه بار اسممو تو گوشی دختر داییم عوض کردم و گذاشتم *عشقم*
تا شب بهش اس های عاشقانه و +۱۸ فرستادم شب باباش دید ، دختره رو از خونه بیرون کرد:)))
چیه ؟:-
میخواست بهم فوش نده:|
تقصیر خودشه که این بلاها سرش میاد دیگه:})
خلاصه خواستم بدونید که یوقت سر به سر من نزارید نقشه های دیگه ای هم در سر دارم=)
قربانی نشید یه وخت ( خیلی هم باسوادم مشکل داری بگوووو ها تعارف نکن :-)
اعتراف میکنم اولین بار ک نابود شدم پسر دایی کوچولوم ازم پرسید رمز گوشی مامان چیه گفتم بچه اس بزار اینجوری بگم بفهمه گفتم یک سه نه یک برگشت گفت اسکل اون هزار و سی صد و نود یکه
اعتراف میکنم معرفت واقعی رو از دایناسور آموختم.
آقا معرفت خودمه دوست دارم از دایناسور بیاموزم :/
مشکلی دارین بگین من انتقاد پذیرم
اعتراف میکنم وقتی می رم دروازه شیراز(تو اصفهانه،خودمم اصفهانیم)مغازه داراو مردمی ک یه سال پیش هم اونجا بودن،باهم به من میخندنو میگن:این همونه ک پارسال سر این چارراه پاش گِلِ جدول رفتو شلوارش جرررررر خورد!!!!!!
(اخه اینم شانسه ک من دارمممم؟؟:|)
من هنوزم معتقدم محمدرضا گلزار ومهناز افشار باید باهم ازدواج می کردند...
اعتراف میکنم تو بازی ایران اسپانیا منو خواهرم دنباله رونالدو بودیم بعد اخره بازی فهمیدیم اون پرتقاله:-X
قراره بعد كنكور:
يه آدم كتابخونِ ورزشكارِ خواننده يِ آهنگسازِ شاغلِ داراي گواهينامهِ ي ادامه دهنده ي طول درمان امراضِ مسافرت بروعهِ مهموني برگزاركن بشم:[
اميدوارم كنكور معجزه كنه:/
پ. ن: برای ما کنکوریا دعا کنید...
دو رقم آخر شماره موبایلم پنجاه و هفته
چند باری شده وقتی میخواستم شارژ بگیرم به جای ۵۷ زدم ۵۳
نمیدونم صاحب شماره ای ک شارژ اشتباهی میره برای اون کیه
فقط از همین جا بهش میگم :
.
.
.
خوشا به حالت :|
آقا اعتراف میکم که یه بار سیزده بدر همچنان مثل سالای قبل خواب مونده بودیم ساعت۱۲ اولین نفر از خونه اومدم بیرون دیدم اعلامیه ترحیم زده دم در همسایمون(خونمون خیلی به هم چسبیده) هم اسم من ...
منو میگی پشمام ریخت
و به بهانه روح..زنده ای یا و ...
دادشم اومد یکی خوابوند ...
مامانم یکی....
خواهرم یکی...
و هرکس یه لطفی کرد و ماجرا همچنان تا شب ادامه داشت
آخرش فهمیدم مادر همسایمون هم اسم و تاکید میکنم هم فامیلی من بود اونروز مرده بود
اعتراف میکنم من برای عروسیم موهامو رنگ نکردم و نه تنها امتیاز اون مرحله رو از دست دادم، بلکه الآن هم هر کس منو میبینن میگه بهت نمیاد متاهل باشی... مثل اینکه کلا تو همون مرحله مجردی گیر کردم...
گفتم اطلاع رسانی کنم تا گول حرفهای میلیاردر نیستم رو نخورید ؛)
آقا بیاین همگی اعتراف کنیم که ازصدای ظبط شده ی خودمون،حالمون بهم میخوره..بیاین!!
شما هایی که میگین حلیم با نمک بد مزه ست و چندشتون میشه باید به عرض (ارز ارض ارظ و...)تون برستونم من نه تنها نمک میزنم بلکه آبلیمو هم میزن�
چندشم خودتونین :دی
اعتراف می کنم من تو دهه گودزیلا ها به دنیا اومدم اما گودزیلا نیستم
اگر یکی از کره جنوبی بیاد با اینترنت ایران کار کنه، فکر می کنه یا سر کارش
گذاشتیم یا داریم باهاش شوخی می کنیم.
اعتراف می نمایم به شرح زیل
از بعضیا میپرسی اسم بچه تونو چی گذاشتید؟؟
یه چیزی میگن که مجبوری بی سرو صدا بچه رو بغل کنی
بری یه جایی شلوارشو بکشی پایین ببینی دختره یا پسر…
به خدا دغدغه فکری درست میکنن واسه مردم…
اعتراف میکنم...
واسه اولــــین بــار که روزه گرفــــتـم کوچیـــک بودم!
بــعـد آب دهنمــو قورت نمیـــدادمo_O
فک مــیکــردم روزم بــاطــله!همش تـُف میکردم^_^
تازه زبونــمم با دســتمال خشـک میکردم ی وقــت آبای زبـونم نــرع تو حلقــم/:
همــشم تا شــب از خـدا میخواستـــم منو ببخشــه اگه تُفامو قـورت دادم :|
زبــونم تا شـب زخم میــشد از بس خــشکش میــکردم@_@
ی همچین اوسینگایی بودمااااا *-*
مردم از کاه،"کوه"میسازن
.
.
.
.
.
منم با کاغذ،"قایق" میسازم :)
::::::::) نـوتـرونـ (::::::::
تـــن "جـــیـمـز چـادویـک" کـاشـف نـوتـرون در هـسـته
اون جـــایـی تـو گـــور لـرزید کـ
.
.
.
.
.
مـعـلـم فـیـزیـک مـا اشـاره کـردن بـ مـنـو گـفـتـن
ایـشـون مـث نـوتـرون مـیـمـونـن!!!
.
.
.
درسـتـه در ظـاهـر بـدون بـارن
امـا اگـه نـبـودن پـروتـون هـا تـو هـسـته کـنـار هــم نـمـیـمـونـدن
و هـسـتـه مـتـلاشـی مـیـشـد!!!
جنس رشته ی افکارم اصن خوب نیس
.
.
.
.
.
با کوچکترین عامل پاره میشه
دیگه هم یادم نمیاد داشتم ب چی فکر میکردم :(