رفتم کلاس موسیقی استاد گفت چنتا نت میشناسی ؟ گفتم یه ده بیستایی چطور؟ یه نفس عمیق کشید گفت سُل رو چی میشناسی ؟ گفتم به اسم نه ولی ببینم میشناسم .
رفتم کلاس موسیقی استاد گفت چنتا نت میشناسی ؟ گفتم یه ده بیستایی چطور؟ یه نفس عمیق کشید گفت سُل رو چی میشناسی ؟ گفتم به اسم نه ولی ببینم میشناسم .
دیروز یه اتفاقی برام افتاد خنده دار نیست ولی دل هر ادمی رو خوب میکنه
رفته بودم خونه یکی از اقوام چکمه غوره گیری بگیر�
وارد خونه شدم یاالله گفت�
یه پیرزنه که نمیشناختمش سرشو چرخوند با یه لبخند شیرین با طرز ارامش بخشی گفت الله یارت پسر�
وقتی بر میگشتم همش لبخند رو لبم بود به دغدغه ها اینا اصلا فکر نمیکرد�
انگار از لحاظ روحی رسا شده بود�
قربون همه مادر بزرگا و پدربزرگای شیرین و مهربون دنیا
یه صلوات برا خودتو خونوادت بفرست
قرنطینه که تموم شد باید چند روز اول دستامونو ۱۵ثانیه بشوریم، هفته دوم ۱۰ثانیه و همینجوری کمش کنیم تا بدون خماری به همون دست نشستن و کثافت قبل برگردی�
متأسفانه الان نزدیک شیش ماهه کارام از "شنبه" افتاده به "هروقت کرونا رفت...
از ابلـيس پرسيدند؛ چرا از ايـران فرار کردی؟
در پاسخ گفت : مهارتهای دزدی؛ اخـتلاص، غـارت، ريـا ؛ربا؛ دلالی؛ کلاهبـرداری؛حـيله گری؛ دروغ و رشـوه خواری را به آنها آموختم و بوسيله اينها کاخ و ماشين و مزرعه و ویلا خريدند و ساختند و بر روی آنها نوشتند :
هـذا من فضـل ربـی ..
نمک نشناسها منکر من شدند ... !
فانتزی من اینه که ماشین زمان اختراع بشه بعد برم زمان قبل کرونا
اول سوار مترو بشم همه چیزم دست مالی کنم بعد که پیاده شدم
قششششششنگ دست به همهی در و دیوار و میله و همه چی بزنم
بعد یه بستنی کثیف بخرم بخورم بعد از اونم برم بازار و در حالی که
دستم تا آرنج توی چش و گوش و دماغ و دهنمه بازم به همه چیز دست بزنم یه ذرت آب پز خیلیییی کثیفم بزنم در رگ و در آخر با دستی در دماغ در افق محو بشم=|
شاید باور نکنین ولی یکی از بزرگتزین فانتزی هام اینه که یه روز برم تو مجلس عروسی ی دختر خانم خوشگل قد کوتاه ترجیحا مو قرمز و سفید و چشم خاکستری و مهم تر از همه یاهوش ک ی لباس خیلی خوشگل و بلند بوشیده از جلوم رد بشه و زمین بخوره 0_o
بعد دستش رو بگیرم و بلندش کنم و مثل خارجیا دستش رو ببوسم و بگم شما خوبید بانو
اونم بگه فکر کنم بام بیچ خورده منم بش بگم اوه میخاید برسونمتون)البته ماشین ندارم ولی باید بگیرم(اونم ناز کنه و من اصرار کنم و اخرش بیاد منم برسونمش و اونم شماره منو بگیره
فردا زنگ بزنه بگه بریم قهوه بنوشیم)البته من چای رو ترجیح میدم(منم برم بعدش اون از من خوشش بیاد و منم از اون اخرش هم عاشق بشیم ب خانواده بگیم ک میخایم ازدواج کنیم.
ولی خانواده ها دشمن چندین ساله باشن و اجازه ندن و ما برای اینکه برای این کینه نسوزیم با هم فرار کنیم .موقع سفر توی جاده من توقف کنم برم جیش کنم که ی تریلی از رو ماشینم رد بشه و دختره بمیره و بلیس منو ببره بگه خانوم چ نسبتی داشتن؟)من ادم نمیشم( منم هیچی نگم و منو ببرن دادگاه و ب جرم سو قصد به اون دختر منو اعدام کنن ب خاک برم...
بست اول منه)البته تو. امروز کی ب کیه(
چرا اینجوری میکنید؟
امروز یه دختر رو دیدم پلنگ ۳۰ سالش بود یکی دیگه دیدم همون شکلی ۱۸ سالش بود یکی دیگه دیدم همون شکلی پسر بود
:/
داشتم اتاقمو جاروبرقی میکشیدم و در حینش ،
آهنگم گوش میکردم
هندزفری تو گوشم ،
ولوم بالا و شروع کردم با جدیت تمام جارو کشیدن
بعد ۵ دقیقه مامانم زد رو شونم!!!
هندزفری رو در آوردم گفتم جانم مامان؟
گفت لااقل جارو رو روشن کن میمون
از زندگی تو وضعیت موجود حس مورچه ای رو دارم که اونی که تو توالته با شیلنگ هی دورش آب میریزه و حلقه رو تنگ تر و تنگ تر میکنه و حتی شاید غرقش کنه
تازه چشمها رو لیزیک کرده بودم یه خواستگار عینکی واسم اومد، به مامانم گفتم نه عینکی دوست ندارم-_-
مامانم گفت تا دو هفته پیش میگفتی مامان، میرفتی سمت بابات که...!
ﻣﻮﺭﺩ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﺩﺧﺘﺮﻩ
.
.
.
.
.
ﺑﺮﺍ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺮﻑ ﭘﺎﮎ ﮐﻦ ﺳﺮﯾﻌﺘﺮ ﮐﺎﺭ ﮐﻨﻪ ﮔﺎﺯ ﻣﯿﺪﺍﺩ !!!!!
ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺳﻬﺎﻡ ﻋﺪﺍﻟﺖ قسم
یعنی این حس امنیتی که شبا پتو به ادم میده
هیچیو هیچکس نمیده:))
یعنی شک ندار�
اگه اسم من "مُراد" بود
زندگی الان بر وفق "منوچهر" میگذشت...
دلم واسه جوش های صورتم می سوزه یه مدتیه مهمونی و عروسی نرفتم فرصت ابراز وجود پیدا نکردن
تو اخبار،رو اعصاب تر از اونی که تو خیابان وله بعد به مردم میگه بیرون نیاید اونیه که گزارشگر ازش میپرسه چرا ماسک نزدی؟ میگه دارم.تو جیبمه.
آخه فندق مغز...فکر کردی کرونا تو رو از دو میبینه میگه:اوه اوه این حامل اسلحه خطرناکیه بهتره نزدیش نشم.
پدربزرگم آلزايمر داشت بايد روزی ٢تا قرص ميخورد يه مدت روزی ۴ تا قرص بهش میدادم اين اواخر داشت آينده رو هم پيش بينی ميكرد
الان جورج فلوید اون دنیا داره به جمال خاشقجی میگه به نظرت صدا و سیما کی از من میکشه بیرون، خاشقجی هم یه آه سنگین میکشه و میگه هیچوقت.
پن : با آرزوی سلامتی برای شیخ زکزاکی ツ
کاش یه زلیخا داشتیم پیرهن بابامو از پشت پاره میکرد تا بره یه پیرهن نو بخره....
8 ساله عوضش نمیکنه
وعده های دولت برای سه ماه آینده
1- هوا را خنک میکنی�
2- مدارس و دانشگاه ها را باز میکنیم
3- ساعت ها را به قبل بر میگردانیم