طرف توي روز 6 وعده غذا ميخوره نيم سانت شكم درنمياره
ماهم اگه 6 روز تموم هيچ نخوريم همون كرگدني ميمونيم كه بوديم!!!
سيستم بدني رو داشته باش... : ِD
@voroojak · ۲۷۹ امتیاز
★★★☆☆ ۲ از ۵ (۷۷ رأی)
طرف توي روز 6 وعده غذا ميخوره نيم سانت شكم درنمياره
ماهم اگه 6 روز تموم هيچ نخوريم همون كرگدني ميمونيم كه بوديم!!!
سيستم بدني رو داشته باش... : ِD
بچه هاي مردم ميرن مدرسه فصل و ادب يادبگيرن بچه فاميل ماهم امسال رفته كلاس اول بهش ميگم عمو چي بلدي بنويسي؟ رفته اينو واسم نوشته:
« عَمو اَمين خَر اَست »
هيچي ديگه كنف شديم رفت...
وحشتناك ترين لحظه كنف شدن توسط دهه هشتاديا
سخت ترين كار گذاشتن آشغالا دم در
تماشايي ترين صحنه سوتي دادن استاد
باحال ترين سواري ويلچربابازرگ
خوشمزه ترين غذا ناخونكي
رويايي ترين خواب سركلاس
بهترين مكان مطالعه دستشويي
لذت بخش ترين ساعات ول گشتن تو 4jok
يكي از فاني هاي دوران بچگيم اين بود كه عروسكاي خواهر كوچولومو از بالاپشتبون پرت كنم زير تا دست و پاشون بشكنه... بعد باند پيچي شون ميكردمو تحويل خواهرم ميدادم تا صدا گريش درآد
يــــــــــــــعك حالي ميبردم من ;)))
به من ميگن ضد موبايل. چرا؟ چون تو تركوندن موبايل ركورد دارم:
موبايل اوليمو خواهر 5سالم انداختش تو ماشين لباسشويي شستش
موبايل دوميم شيرجه زد تو چاه دستشويي
موبايل سومي هم پام رفت روش صفحش تركيد
موبايل چهاريم هم همين چند وقت پيش جن زده شد خودش به اينور اونور زنگ ميزد و روشن خاموش ميشد
آخرين موبايلم هم فعلا حاش خوبه فقط نميدونم چرا روشن نميشه!!؟
خواهر5ساله ي من از داداش امير21 خيلي سنگ دل تره
داشت كاكائو ليواني ميخورد با بغض نيگاش كردم و گفتم زمان ما اصلا اَين چيزا گيرمون نميومد
آيدا هم در كمال خونسردي گفت:
به درك!!! حالا بمون خوردن منو نگا كن تا سير شي...
اين بچه روي شمرو هم سفيد كرده
وااااااااااااااالا
از وقتي پاي 4jok ميشينم از درس و زندگي افتادم.
پاك بهممون ريخته اين امير21
اگه گذاشتم از پل سراط رد شه...
يه وقتايي هست تصميم ميگيري درساي عقب افتادتو جبران كني اما همينكه همه كتاباتو گذاشتي جلوت تازه ميفهمي حوصله درس خوندن رو نداري...
هيچي ديگه برميگردي مياي ميشيني پاي 4jok حالشو ميبري :)
شرايط چهار ژوكي بودن:
1- وجود يكي از انواع دهه هشتادي يا نودي در اطراف شما
2-داشتن پدر و مادر جالب
3-داشتن مادر بزرگ آلزايمري
4-داشتن مرض هاري و پاچه گيري
5-داشتن ديپلم مردم آزاري
دختر داييم مي خواست جلوي يكي ازين دهه هشتاديا كه آلودگي صوتي ايجاد مي كرد قمپز در كنه با يه لحن تند و مقتدرانه گفتش: «برو بسين شر جات»
يهو فضا ساكت شد. دهه هشتاديه كروكديليه آدم نما يه نگاه عاقل اندر سفيه به ما انداخت و پوزخندي زد و رفت...
من موندم و يه دختردايي كتلت شده
اين بحث بهران هويت هم يه مسئله خيلي جديه
تو خونه ما. مامان بزرگم طفلك آلزايمر داره همه
رو با هم اشتباه ميگيره.من يكي به تنهايي نقش
سه نفر رو ايفا مي كنم:
نوه اش! دخترش! عروسش!
تازه گيهاهم صدام ميكنه پسرم!!!
من كه ديگه اساساً خودمو گم كردم.
به شما هم توصيه ميكنم از افراد مبتلا به الزايمر جدا دوري كنيد...
<p>
وحشتناك ترين لحظه ي دوران مدرسه اين بود
كه صبح دير برسي مدرسه و ببيني هيچكي
تو حياط نيست!</p>