ب

بینام

@دلبردلربا · ۲۹ امتیاز

★★★☆☆ ۲ از ۵ (۶ رأی)

د
دلبردلربا ۷ سال پیش
پیام

یکی بود یکی نبود یه دلبر صاف وساده بود که توی تمام زندگیش نتونسته بود دل ببره.از بچگی انقدر تحقیرش کرده بودن که دیگه خودشم باور داشت که لایق دوست داشته شدن نیست.واز بس دیده بود که دلبرای دیگه با نیرنگ دل میبرن.تصمیم گرفت یک بارم از راه نیرنگ وارد بشه. ودل یکیو ببره.ولی متاسفانه اون دل داده، دل داده ی واقعی بود.اونو زیباترین دلبر دنیا میدید از هیچ کمکی به دلبر کوتاهی نمی کرد.انقدر اونو دوست داشت که دلبر واقعا عاشقش شد.اون برای اولین بار تونسته بود یه دل رو ببره.ولی همیشه می ترسید دل دار دروغ های اونو بفهمه،می ترسید که دل دار ترکش کنه.از طرفی دلبرای دیگه همش به دلبر قصه ی ما می گفتن که امکان نداره یه دل دار پیدا بشه انقدر تورو دوست داشته باشه.انقدر این حرفها رو تکرار کردن که دلبر باور کرد که دل دارم باید به اون دروغ گفته باشه واین ابراز عشق تظاهر بوده. اینجوری بود که دلبر از ترس لو رفتن دروغهاش و از ترس اینکه بفهمه دل دار واقعا عاشقش نبوده. برای همیشه دلبرو ترک کرد و رفت.دلبرسالهاست که در حسرت دلدار میسوزه ولی روی برگشت نداره.