B

Bahar

@_iambahar_ · ۵۶۸ امتیاز

★★★★☆ ۳ از ۵ (۱۲۶۵ رأی)

i
iambahar ۷ سال پیش
جوک

یه بار مریض شده بودم شدیییید و بعد از چند روز غیبت بالاخره رفتم مدرسه. دبیر ریاضیمونم گفت تو کجا بودیی و چرا نیستی دیگه و این حرفا .منم که ای کاش لال میشدم و سکوت میکردم گفتم حالم بد بود و سرم زدم ....تا اینو گفتم یکی از بچه ها گفت :اگه راست میگی "ســـوراخاتو نــشون بده ببینیم"!
هیچی دیگه آبرو نموند برام جلوی دبیرمون که آقا بود وکلی هم باهاش رودروایسی داشتم :/
از اون موقع بچه ها بهم میگن بــــهــار ســـوراخ !o-O

i
iambahar ۷ سال پیش
جوک

ماه محرم بود و یکی از معلما خواست این ایامو تسلیت بگه ژست غمگین گرفتو دستاشو مثل این روانشناسا زیرچونش حلقه کرد و درحالی که به افق خیره شده بود گفت:ماه مــبــــارک محرم و تـــبــریــــــک.....تا اینو گفت همه منفجر شدیم از خنده هیچ جورم آروم نمیشدیم;-)
فکر کنم دبیرمون از فامیلای یزید بوده :)))

i
iambahar ۷ سال پیش
جوک

الآن دیگه دور دوره اون مشاورایی که میگن از یه هفته قبل کنکورم شروع کنی میتونی برسی به پزشکی و مهندسی و.... هزار تا نمونه داشتیم فقط کافیه از این بسته های ٧ روزه ما بگیری ! :/
لامصبا کنکوره میفهمین کنکور ؟ مگه بسته اینترنته که یک ماهه ،سه ماهه، ٧ روزه برنامه میدین :////

i
iambahar ۷ سال پیش
جوک

زنگ عربی بود موقـع تدریس قواعد(وای چه های کلاس شداا تـــدریـــس^__^) خانم :بچه ها همه چیزو بنویسید بجز اونی که با سبز نوشتم کارش دارم.
دقیقا ۱دقیقه بعد یکی از بچه ها :خانووم اون سبزه رو هم بنویسیم؟
دبیر:نه عزیز�
یکی دیگه :سبزه چی ؟اونم باید بنویسیم؟
دبیر:نـــه
بازم یکی دیگه :‌ما که ‌آخر نفهمیدیم اون سبزه رو بنویسیم یا ننویسیم!
یهو دوستم حین اینکه از دما‌غش بخار میومد رفت سمت تخته ماژیکو برداشت دور اون سبزه رو خط کشید گفت ایـنـو نـنـویـس آشـــــغـال ،ایـنـو نـنویــــــــس کــصـاااااافــــط، ایـن عــن ســـبزو مـیبـینی؟ایــن عــــنــو نـنویس!
یــنی همه از خــنده بـه دیـار باقـی شکافتیم عه ببخشید شتافتیم :)))))
شما هم از این همکلاسیای گیج و کم شنوا داشتین؟

i
iambahar ۷ سال پیش
جوک

آخرین روزایی که مدرسه بودم (الان فهمیدیددوازدهمی بودم یا بیشتر توضییح بدم؟) دبیر ریاضیمون که ازقضا آقا هم تشریف داشتن گفتن که شما بی تجربه این و من ۲۰ ساله دارم با بچه ها کنکور میدم و شما سال اولتونه و این حرفا ... یهو یکی از بچه ها گفت ایشالله که سال آخر باشه (منظورش قبولی ما بود که سال اخر کنکورمون باشه*_*) معلممونم فکر کرد منظورش خودشه که سال آخرش باشه( خدایی نکرده) منم از همه جا بی خبر بلنند گفتم ایشاااالله:)) حالا قیافه دبیرو خودتون تصور کنیدبا چشای اینجوری نگام میکرد o_O از شرح خنده های بچه هام عاجزم :)))

_
_iambahar_ ۷ سال پیش
جوک

عاغا یه روز با چند تا از دوستام کنار ابسردکن ایستاده بودیم ، بعدش دوستم میخواست یه خاطره ایی رو تعریف کنه (از من یادگرفته بود که تیکه کلامم اینه مثلا فلان چیز تو حلقم ...)بعدش این دانای کل به جای این که بگه آبسردکن بصورت "عرضی " تو حلقم گفت :《ابسردکن تو"عرضم " اگه الکی بگم...》 اینو که گفت بعد از چند ثانیه مکث یهو فهمید چه سوتیی وحشتناکی داده یهو همه منفجر شدن از خنده منم از شدت خنده نزدیک بود ضربه مغزی بشم خخخخ