به بابام میگم الان با صد هزار تومن تف ام رو صورت آدم نمیدازن
میگه 25 میگیرم میشاشم روت :|
نمیدونم من سرراهی ام یا وضع کار خرابه ولی بابام خیلی بد دهن شدهT^T
@Baka · ۶۷ امتیاز
★★★★☆ ۳ از ۵ (۳۲ رأی)
به بابام میگم الان با صد هزار تومن تف ام رو صورت آدم نمیدازن
میگه 25 میگیرم میشاشم روت :|
نمیدونم من سرراهی ام یا وضع کار خرابه ولی بابام خیلی بد دهن شدهT^T
"میدونی،سنگ کیمیا چندان هم چیز خارق العاده ای نبود.سنگ کیمیا هر قدر ثروت و عمر که بخوای بهت میده،همون دو چیزی که مردم براش سر و دست می شکنن،ولی مشکل اینه که همه ی انسان ها مهارت خاصی در به دست آوردن چیزهایی دارن که به ضررشونه"
-آلبوس دامبلدور
-هری پاتر و سنگ جادو
یکی از فامیلامون عکس دوتا کیک یزدی توی فر در حال پختن رو گذاشته نوشته"شروع یک پروژه سنگین"
یعنی نه میدونه "پروژه" چیه،نه "سنگین"،نه "شروع" و نه حتی "یک":|
+من همیشه فکر می کردم که من و فرد باید تو همه ی امتحانا نمره ی E(فراتر از حدانتظار) بگیریم چون حضور ما تو جلسه ی امتحان فراتر از حد انتظار بود:|♥
-جرج ویزلی
"هری پاتر و محفل ققنوس،جلد 2"
یه مدتی هم بود مدیر مدرسه هی با بلندگو صدا میزد فلانی نرو تو کوچه بیا تو....فک میکردیم بلندگو خریده ذوق داره...
تا اینکه رفتم تو دفتر دیدم یه نفرو صدا میکنه بعد رو میکنه ب معلما میگه:نگا کنین نگا کنین چ سریع برمیگرده داخل*-*
بعد هارهار میخندیدن:///
خدایا چرا کیفیتو فدای کمیت میکنی آخه:"||||
همه ی آدم ها رازی دارند ، چیزایی که احساس میکنن و نمیتونن به کسی بگن . چیزی به اسم آدم معمولی وجود نداره .
(Durarara)
بیشتر مردم ضد اجتماع نیستن
فقط انتخاب کردن تنها باشن، چون از اینکه وقتشونو با آدمای بی شعور بگذرونن خسته شدن... :)
یه یارویی تعریف میکرد
یبارام با شلوار گلگلی بنفش و دمپایی سبز رفتم مامانمو با ماشین تا سر خیابون برسونم با یه ماشین تصادف کرد�
هر چقد اون راننده میگفت پیاده شو ببین ماشینت چی شده میگفتم بیخیال من خسارت نمیخوام تا اخرش پلیس اومد مجبور شدم پیاده شم تو نگاه پلیس و اون طرف یه تاسف خاصی بود بزور جلو خندشونو گرفته بودن-__-
:)
اون لحظه ای ک گوشیت دست باباته و یهو یه پیامی ک نباید بیاد اون بالا میاد.....
اون لحظه هزاران بار تقدیم تو باد:|♥
چرا چس ناله اپ میکنین و میزارین کپشن و پروفایلتون؟._.
حتما باید همه بفهمن یکی بهتون ریده؟ :|
اعتراف میکنم هر وقت تصمیم میگیرم تحول بزرگی تو زندگیم ایجاد کنم اولین قدمی که بر میدارم اینه که اتاقمو تمیز کن�
بعدش ام انقد خسته میشم که دیگه غلط میکنم بخوام تحولی ایجاد کنمD=
مرد به پذیرش هتل :
سریع بیاین من و همسرم دعوامون شده میخواد خودشو پنجره هتل بندازه بیرون
پذیرش هتل :اما این مسئله کاملاً شخصیه…
مرد :مسئله شخصی چیه آقا ؟!
وقتی پنجره باز نمیشه ، مربوط به هتله:|~
ی ایده واسه مبارزه با مزاحمت خیابانی :|
اگه یکی تو کوچه خلوت مزاحمتون شد با تعجب بهش بگین:
تو میتونی منو ببینی؟:|
.
.
.
.
.
:")♥
عشق یعنی کاپشنتو دربیاری بندازی رو شونش،
بگه عزیزم سردم نیست^_^
بگی میدونم گرمم بود دادم تو برام نگهش داری:)