یبار رد بول و گز رو با هم خوردم ، معدم دچار درگیری سنتگرایی و مدرنیزه شد تا یه هفته پشمک میریدم...
@sadegh.raeisi · ۵۵۷ امتیاز
★★★★☆ ۴ از ۵ (۱۸۶ رأی)
یبار رد بول و گز رو با هم خوردم ، معدم دچار درگیری سنتگرایی و مدرنیزه شد تا یه هفته پشمک میریدم...
داشتم خورش کرفس میخوردم
گفتم بسم الله یهو شیطون زد رو
شونم گفت اخه بدبخت سگ اینو میخوره
که ما بخوایم باهات همسفره بشیم؟
─═हईsadeghईह═─
بهترین روش کاهش استرس و رسیدن به آرامش
۱-طاق باز بخوابید
۲-کف پای چپ رو با دست چپ بگیرید
۳-انگشت شصت خود را در دهان بگذارید...
البته منبع علمی خاصی نداره،
داداشم۴ماهشه، اینکارا رو که
میکنه خیلی آروم میشه:))
─═हईsadeghईह═─
٧٠٠هزار تومن پول برا كفش ميدين؟
من ٦سالم بود بابام پوتين های سربازيشو آورد
گفت اينم كفش تا ٢٠ سالگيت هي ميگفتم بابا
بزرگه برام ميگفت نه مدلشه پسرم :)
─═हईsadeghईह═─
دیشب با بابام دعوام شد بابام داد مییزد
خدا آخه من چیکار کردم اینو به ما دادی؟
خداشاهده میخواستم براش
توضیح بدم چیکار کرده ولی روم نشد :))
─═हईsadeghईह═─
تو فرودگاه بود�
دیدم یه پسر بچه معصوم داره واکس
میفروشه دلم سوخت گفتم برم ازش بخرم...
رفتم پیشش گفتم اینا چنده عمو؟
گفت ۷۰۰هزار تومن
گفتم مگه این واکسارو از چی ساختی؟
یه لبخند ملیحی زد و گفت:برو بابا ریدم
تو قیافت اینا خاویاره واکس نیس مشنگ :|
─═हईsadeghईह═─
دوست دختراتون رو میبرید رستوران ایتالیایی؟
همین شما توقعها رو بردید بالا دیگه،
بهش گفتم واسه شام بریم کشتارگاه
جیگر بخوریم ناراحت شد!!!
─═हईsadeghईह═─
نمیدونم یادتون میاد یا نه!
یه زمانی به هر کی میگفتی
اصل بده میگفت: نازیلا تهران :))
─═हईsadeghईह═─
نوشته : يهويي در گوشش بگو دوسِت دار�
و هُلش بده رو تخت
منم همینکاﺭو کردم ولی دندهﻯ بابام شکست
بعدشم از خونه پرتم کرد بیرون
خب قبلش بگید اینکارﺍرو با کی باید بکنیم :|
─═हईsadeghईह═─
پیامبر اگه میدونست یه سری قراره
با ریش و جای مهر رو پیشونی چه
دزدی هایی بکنن،همون صدر اسلا�
سجده رو از نماز حذف میکرد شیش
تیغه کردنم واجب:))
─═हईsadeghईह═─
با بچه های باستان شناسی دانشگاه رفتی�
موزه تا وارد شدیم دستمو گذاشتم رو یه
مجسمه گفتم آه که قلب آدم به لرزه میفته
از این همه نبوغ اجداد ما...
یهو خانومه برگشت گفت باشه ولی دستتو از
روم بردار من راهنمای موزه ام بیشعور:))
─═हईsadeghईह═─
میخواستم مخ دختره رو بزنم بعد از
نیم ساعت چت کردن گفت بچه کجایی
گفتم فرمانیه گفت چه جالب ما هم فرمانیه
میشینیم شما کدوم خیابونید؟دیدم هیجاشو
بلد نیستم زدم بلاکش کردم:|
─═हईsadeghईह═─
بعضیام فک میکنن
راهنمای ماشینشون عصای حضرت موساس!
راهنما رو که زدن دیگه میپیچن،
وظیفه بقیه هم اینه که شکافته بشن:))
─═हईsadeghईह═─
این هوا هوای خاطره ساختنه،
هرجا هستی بلند شو خاطره بساز
من خودم همکارم رو بغل کردم دارم
بوسش ميكنم یکم سیبیلاش اذیت میکنه
ولی خاطره میشه:))
─═हईsadeghईह═─
تو اتوبوس صندلی کنارم خالی بود یه
دختره اومد گفت میشه بغلتون بشینم ؟
منم بغلمو بازکردم گفتم بیا عزیز�
نمیدونم چرا راننده اومد شوتم کرد بیرون:))
─═हईsadeghईह═─
امروز از کنار یه پسره رد شد�
داشت با دوس دخترش تلفنی حرف میزد
یهو گفت قهر نکن دیگه
مگه من قورباغه زشتِ احمقِ تو نیستم؟
ناموسا قحطی که نیومده
یکم رعایت کنید باو:))
─═हईsadeghईह═─
بابای من اینجوریه که خودش یه دل سیر
که غذاشو خورد میره یه گوشه میشینه...
انقد آروغ میزنه تا غذا کوفتمون بشه:))
─═हईsadeghईह═─
قدیما خیلی باحال بود
ولی ما نبودیم.
آینده هم خیلی باحاله
ولی ما نیستی�
الانم که ما هستیم،
شاشیدن تو لیوان دادن
دستمون هی میگن نیمه پر لیوانو ببین:))
─═हईsadeghईह═─
کسی میدونه حکم صحبت کردن
یا دست دادن با پسرایی که ابرو
تتو میکنن یا رژ لب کم رنگ میزنن چیه؟
ناموسن الکی الکی پامون گناه ننویسن
آش نخورده دهن سوخته والا شانس
که نداریم یهو دیدی رفتیم جهنم:))
─═हईsadeghईह═─
خدا روشکر تنها چیزی که
دوستان یادشون رفته احتکار کنن پوشال کولرِ :))