من نمی دانست�
معنی هرگز را..
تو چرا بازنگشتی دیگر؟
هوشنگ ابتهاج
@شاعر دهه هفتادی · ۱۰۲۶ امتیاز
★★★★☆ ۳ از ۵ (۶۹ رأی)
من نمی دانست�
معنی هرگز را..
تو چرا بازنگشتی دیگر؟
هوشنگ ابتهاج
باید یکی رو داشته باشیم که توی تموم لحظات زندگی
وقتی کنارشیم، روی حالت پرواز باشیم !
چه دلمون
چه گوشیمون!
هیچوقت با آدمای اشتباه زندگیت طوری رفتار نکن که طرف نون پنیر باشه خیال کنه پیتزاست :)
کلا همه ی سیا سفیدا خوبن
مث پنگوئنا
پانداها
برف لا موهات
چشات *-*
بی اختیار ،
دستهایش راگرفتم ..!
ضربانم ..
تندتر از همیشه میزد ..!
جور دیگری نگاهم کرد ..
به گمانم ؛
به دنیا آمده بود ..
که ویران کند ،
بنیان مرا ..!
_فرشید عسکری
شخم نزنید...
گذشته ی آدمها را...
شاید بِ زحمت کسی را...
خاطره ای را، چیزی را...
در آن دفن کرده باشند.......؛
یک روز میفهمی که
به تو فکر هم نمیکرد
او که برایش جان میدادی
+ قایم موشک بازی کنیم؟
_ آره
+ ولی اگه من پیدات کردم میبوسمت
_ باشه
ولی اگه پیدام نکردی من پشت در�
#عاشقانه
یه روز خوب میاد
اما...
وقتی که من به شب عادت کردم.
تو عمرمون اینقد خوشبخت نبودیم که تا لنگ ظهر بخوابیم، سرمون تو گوشی باشه، کار نکنیم، فیلم ببینیم،
بعد ازمون تشکر هم بکنن و بگن: شهروند بافرهنگ و مسئولیتپذیر!
هرگز تحصیلات خود را
با هوش اشتباه نگیریـد !
شما میتوانیـد علاوه بر داشتنِ دکترا ؛
همچنان یک احمق باشید ...
ریچارد_فاینمن
فیزیکدانِ آمریکایی
چه طوری هم ادعای تعهد دارید هم دلبری میکنید برای همه؟ :|
یک ضرب المثل آمریکایی هست که میگه مشکل که به وجود اومد بگرد راه حلش را پیدا کن نگرد دنبال این که چرا بوجود اومد.
شاعر نیست�
اما با آن چشمان قشنگت که
نگاه که میکنی
حرفها
کلمه ها
واژه ها
به سمت تو میدوند
و شعر میشوند
خیلی به حرفای وزارت بهداشت گوش ندید
دیروزنوشته بوداگه ماسک بزنیدودستکش بپوشیدبرای خارج شدن ازمنزل کفایت میکنه وقتی اومدم بیرون دیدم بقیه مردم پیراهن وشلوارهم پوشیدن
خیلی به حرفای وزارت بهداشت گوش ندید
دیروزنوشته بوداگه ماسک بزنیدودستکش بپوشیدبرای خارج شدن ازمنزل کفایت میکنه وقتی اومدم بیرون دیدم بقیه مردم پیراهن وشلوارهم پوشیدن
ببین دلرُبآ
اگه تآ آخر همین امسآل اومدی خآستگآری ک هیچی ، اگه نه خودم اسمتو بآ خودکآر توی شنآسنآمهم مینویسم:((
مشکل ما این بود :
که نه آنقدر بد بودیم که کنارمون بزارن نه انقدر خوب بودیم که واسه داشتنمون تلاش کنن .
ما کلا" بلاتکلیف بودی�
با #تو حرفها
دارم اما مےترسم ڪه
بارِ این همہ
#دوستتدار�
بر دووش
قاصدڪ سنگینی ڪند...????????????
از یِ جایی به بعد آدم چقدر لعنتی و محتاط میشه نه میتونه اعتماد کنه نه میتونه ابراز عشق کنه نه میتونه زندگی کنه فقط نگاه میکنه و لبخند میزنه