((طــــولانی و بســـی بسیـــار زیــاد اســت امــا جیــک تو دل ٍ بخــونین))
سـلام ... شـرمنده گل ٍ روی ٍ نشستــه شـما ... و صـورت ٍ چــروکیده کیــان """کچـــلو""" که باش قهـرم ...داش عبـاس """ کـــــوشـــــولوم """ ... حبیـــب """ کلــه پــوک """ ...
سـامــان ... معیــن و محــمد رسـول ((که یه بار با کـمربند سیـاه و کبـودش کـردم بچَــه رو)) داوشــای ٍ دیه... همتــون انتـظار داشتــین پســت بذارم ...
ولـی هیـشکـی نپـرسیـد ... که ؟
گفتـم تصـادف کـردم ... هیشـکی نمی دونسـت با چـه شـرایطـی دارم پسـت میذارم الانم نمیـگم ^_^ !! یخـوده دیـر پسـت میـذاشتـم بهـم می گفتیـن بی معـرفتم و شـما رو دوس ندارم ! گفتـم تا تابسـتون نمی تـونم بیـام یه مشـکلی دارم ... باز گفتیـن " اگـه مـا رو دوس داشتـی اینجـوری نمی گفتی ... اصـراری نیس ... ولـی بی معــرفتی "
امـا هیشـکی یخـوده فک نـکرد مـن تو مـاهای ٍ گذشـته از وختـی که عضـو ٍ اینجـا شدم تو هـر پیـج چنتـا پسـت داشتـم ... که با یه کلمـه گفتـم یه مـدت نبـاشم همـش یادتـون رفت ... گفتـین دوسـتون ندارم و بی معــرفتم ... مـن بعضـی شبـا خدا شـاهد ٍ ساعت ٍ 2 نصفـه شـب میـذاشتم با خستــگی ولی کلی انگیــزه که قـرار ٍ شمـاها بخنـدین ... منتــی نیس وظیفـم بوده (: بـازم همیـنجوری ٍ ! و از حـق نگـذریم همیـن که میـومدم بخـش ٍ هـوادارن یا بخشـای ٍ دیـگه ازم تشـکر شده بودن با تعـداد لایـکایی که میدیـدم خـدا رو شـکر پستــامو دوس دارن (: مـن ایـنا همه رو یـادمه حتـی اولیـن نفـری که ازم تشـکر کـرد دوستــی با اسـم ٍ ((کـورش)) بود ... وتـک تـک ٍ عـزیـزای ٍ دیـگه ...
امـا داشـتم چی میـگفتم آهـان : تا بهتـون گفتـم دارم میـرم مسـافرت سختــمه پست بذارم باز گفتیــن بی معــرفتم و دوستـون ندارم (:
اون مشــکلی که گفتـم تابسـتون میـام ... برمی گـرده به سـلامتیم که بخـاطره اون تصـادف ٍ لعنتــی بود ... نخـواستـم نگـرانتون کنـم ... ناراحتتــون کنـم ... به تک تکتون التـماس دعـا دادم به ""سیـنا مشهـد"" گفتـم تو حـرم ٍ داره میـره دعـام کنه ولـی تنهـا کسـی ُ که جـوابشو نداد دعـات می کنـم مـن بودم ازت دلگیــر نیستــم آقـا سیـنا بد برداشـت نکنــی(: هـر آدمی دوس داره کسـی ُ دعـا کنـه یا نکـنه! هیـشکی نگف باوشـه(( عبـاس اون نیش ُ می بنـدی یا فکتــو بیـارمش پایین )) امیــر دعات می کنیـم .. انگـار کسـی نمی دید چی می گــم ؟؟
تا اینــکه مشـکلم ُ بم خبــر دادن ! منـم یه پسـت گـذاشتـم که جـای ٍ پسـتایی که میـذاریـن دعـام کنیــد (: ... فـرداش یه پسـت دیـگه گذاشتـم که ای کاش دستـم می شکســت ... دیشبـش داغـون بودم ... بهـم گفتـن که تارهای ٍ عصبــی ٍ سـرت بهم چسبیـده ... و ممکــن ٍ یه شـوک ٍ کــوشولو((عبـاس رو یـخ بخنـدی)) مـن ُ ببـره تو اغمـا ... تـرسیـدم.. کـم آوردم ... شمـام جای ٍ من بـودین همیـن واکنش ُ نشـون میـدادین ... دکتـرا گفتـن که با پـرتو درمـانی فقط درمـان میشـه و اونم چون زیـر ٍ 25سـال ٍ ریسکـش خعــلی بیشتـر از بهبـودیش ٍ ... ولـی خب چـاره ای جز ایـنم نبـود ... اطـرافیـانم خیـلی اذیـت شـدن ... منـم وضع ٍ روحـی ٍ خوبی نداشتـم اون پـست ُ گذاشتـم چون فک می کــردم میمیـــرم (: !!!
(( ضمنــاً الحــمدالله بهتـــرم ... و دارم خـــوب میشـــم))
دعــاهای ٍ شمـا و همـه کسـایی که دعـام کـردن فقط مـن ُ سـالم نگـه داشـت ... چـون 40درصـد بهبـودی بود و 60 درصـدش ریســک !!
مــــن به معــجزه اعتــقاد دارم ... به بــزرگی و لطـف ٍ خــدا هم ایمــان (:
نتیــــــجه : همتــــون یا کچـــلین یـا ریــزش ٍ مــو دارین (:
فـدای ٍ تـک تـک ٍ آبجیــای ٍ گلــممم ... فـدا اشـکاتون ... که واس خـاطره مـن ریختیــن ...قـربون ٍ داوشـام بچسبــم ...
شــرمندم ... شــرمنده ولــی التــماس دعــا :)
حبیـــب : دیــوانه ای پســرجان ... :) می بخشمــت خخخخخخ!!! اون پستــونکت ُ اول در بیــار ببینــم چی میگــی ... بعد به داش امیــرت بگو بی معــرفت بیشـوهور ! ^_^
خــانوم ٍ میــم مثــل ٍ ... قضـاوتات خعــلی سنگیــن بود !
یکــی به مــن بگه کی فــری کشَــل ُ راش داده اینجــا ؟ :)