د

دختر همساده

@88zahra88 · ۴۶ امتیاز

★★★☆☆ ۳ از ۵ (۵۱ رأی)

د
دختر همساده ۹ سال پیش
جوک

بابام اس داد : سلام ! آیا میتوانی نان بخری ؟
منم پیام دادم : آری پدر ! به سرعت مرکبی یافته و خود را به نانوا خواهم رساند و از شاتر طلب نان خواهم کرد !
پدر از شاتر چند عدد نان طلب کنم ؟
زنگ زد بهم گفت : کره خر منو مسخره میکنی ؟ اگه جرأت داری امشب بیا خونه ! و قطع کرد !
اکنون پاسی از روز گذشته است ! آیا به نظر شما امشب به خانه رجعت کنم ؟؟؟

د
دختر همساده ۹ سال پیش
جوک

یکی از فانتزیام اینه که برای داداشم خاستگار بیاد
شب خاستگاری:
داداشم چادر به سر بیاد تو سالن یکی یکی چای تعارف کنه برسه به من و نفر بعدی دختره باشه
من یواشکی :چادرت و بکش و جلو
برسه به دختره،دختر خانوم محو تماشاش بشه داداشم دستاش بلرزه لپاش گل بندازه و شلپپپ
چای برگرده رو کت و شلوار دختره
داداشم یه جیغ بنفش بکشه بگه واییی ببخشید
منم دلم خنک بشه تو دلم بگم تا تو باشی زل نزنی به پسر مرد�
شما داداشم و با ریش و سیبیل و لپای گل انداخته و چادر به سر تصور کنید
منم برم دعا کنم این فانتزی به دست داداشم نرسه
ادامه دارد...