f

farhad

@farhad00061 · ۱۸۲ امتیاز

★★★★★ ۴ از ۵ (۱۱۷ رأی)

ف
فرهاد و شیرین ۱۰ سال پیش
پیام

از بس شبیه شمع چکیدم دلم گرفت...
از بس دویدم و نرسیدم دلم گرفت...
از بس که خویش را به جدایی زدم ولی...
درخلوت از تو دل نبریدم دلم گرفت...
از بس بهانه های خودم را شنیدم و...
حرف دل تو را نشنیدم دلم گرفت...
از بس که حرف عشق شنیدم تمام عمر...
یک لحظه عشق را نچشیدم دلم گرفت...
من هرچه میکشم همه زیر سر دل است...
از بس که بار عشق کشیدم دلم گرفت...

ف
فرهاد و شیرین ۱۰ سال پیش
پیام

عطر لبخند خدا پیچید در دنیای من
پنجمین خورشید تا گل کرد در شب های من
آیه ای نازل شد از سمت بلوغ آسمان
روشنی پاشید بر آیینه ی سیمای من
فصل وصل آمد، زمین پُر شد ز بوی ناب عشق
جلوه گر شد از مدینه، ماه من، مولای من
عصمتی روشن تبسّم کرد بر روی زمین
حضرت حق گفت: «او نوری ست با امضای من»
وارث بوی بهشت است و خِرَد میراث اوست
سیب شیرینی ست او از شاخه ی طوبای من
قاف غیرت، بحر حیرت، کهکشان حکمت ست
باقر نور است، بشنو از لبش آوای من
فصل لبخند گل پنجم، امام باقرست
پنجمین خورشید، زد لبخند بر دنیای من

ف
فرهاد و شیرین ۱۰ سال پیش
جوک

دیروز تو خیابون داشتم رد می شدم یه نفر رو دیدم نابینا بود عصا دستش بود میکوبید اینور اونور آسفالت
دلم سوخت اومدم از خیابون ردش کن�
دیدم سرش تو گوشی داره تو تلگرام میچرخه
گفتم داداش خوبی گفت اره چطور مگه!
گفتم میبینی
گفت اره چون حواسم به تلگرامه عصا دستم گرفتم نخورم زمین
یعنی یه وعضی شده هااا
دوستان زود برین بخرین داره عصا گرون میشه